جهان نما

گشت و گذار اینترنتی

طول عمر حیوانات

                                                    طول عمر به ترتیب 

                     موش            ..........................................       ۲سال                                      

                     خرگوش         .........................................        ۵سال

                       مرغ              ........................................        ۱۲سال 

                        سگ            .......................................        ۱۳سال

                        گربه            .........................................       ۱۴سال

                        اسب شیر     ......................................      ۲۳سال

                         گاو خرس         .......................................      ۲۵سال

                           شتر              .......................................      ۴۰ سال

                           نهنگ             .......................................       ۵۵سال

                            فیل               .......................................     ۶۰سال   

                        انسان                .......................................     ۷۲سال

                       لاک پشت           .......................................     ۱۰۰سال

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت 23:49  توسط محمد  | 

620ثانیه

                                              ۶۰ثانیه ، نه کم ، نه زیاد!!!

۱ـ پشه ها بال هایش را ۳۶۰۰۰بار در ۶۰ ثانیه تکان می دهد.

۲ـ سرعت جریان عطسه با 5/2کیلو متر در 60 ثانیه است.

۳ـ ضربان قلب یک مرغ مگس خوار 1240بار در 60 ثانیه است .

۴ـ ضربان قلب یک سنجابدر خواب زمستانی فقط 5 بار در 60 ثانیه است.

۵ـ دلفین ها در اقیانوس ها صداهایی مانند تیک تیک به هم رد و بدل می کنند. این صدا پس از برخورد مانع  یا طعمه دوباره به دلفین باز می گردد.تعداد دفعاتی که یک دلفین این اصوات را تولید و دوباره دریافت می کنند به ۴۲۰۰۰بار در هر ۶۰ ثانیه می رسد.

۶ـ خفاش ها هم مانند دلفین ها با فرستادن امواج صوت از وجود مانع بر سر راهشان با خبر می شود.تعداد صدا هایی که خفاش در دقیقه ارسال  و دریافت می کند به ۱۲۰۰۰ صدا دردقیقه می رسد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 19:15  توسط محمد  | 

فضا و ستاره

                 چند قطره از اسرار فضا

تلسکوپ هابل:قبل از ساخت تلسکوپ هابل،کهکشان ها از زمین به صورت ابر دیده می شدند.اما این تلسکوپ تصویر بهتری از فضا به ما می دهد.دانشمندان هر روز تصاویر صاده ای از هستی مشاهده می کنند .

کهکشان راه شیری:همان طور که می دانید،زمین ما در منضمه ی شمسی قرار دارد.جای منضومه ی شمسی هم در کهکشان راه شیری است.رنگ شیری کهکشان بخاط میلیارد ها ستاره ای است که فضا را نورانی می کنند.

خود نمایی خورشید:خورشید ستاره ای چندان بزرگی نیست!...همه ی بزرگی و شکوه خورشیدبخاطر نزدیکی این ستاره به زمین است.خوشید۱۵۰میلیون کیلو متر از ماه فاصله داردو بزرگی آن حدود یک میلیون صیسد هزار برابر زمین است.نقطه اما در دنیای نجوم و ستاره شناسی ، خورشید آن قدر ها هم بزرگ به نظر نمی آإید.نور خورشید در روز نمی گذارد ما ستارگان را ببینیم.ولی در شب این فرصت را داری تا به ستارگان دیگر هم نگاهی بیندازیم.هشت دقیقه طول می کشد تا نور خورشید از آن به زمین برسد.

خورشید بعدی: حدود ۳۰۰میلیارد ستاره در کهکشان راه شیری قرار دارد.بعضی از این ستاره ها آن قدر از ما دورند که برای رسیدن نورشان به ما ،میلیون ها وقت لازم است.

ستاره شناسی در ایران:رصد خانه های قدیمی ایرانی نشان می دهند که علم ستاره شناسی از خیلی وقت سال پیش در ایران بوده است.حدود هزاران سال پیش یک دانشمند ایرانی به نام الصوفی مطالعات بسیار زیادی کردند که هنوز هم از آن هامی توان استفاده کرد.

نزدیکترین کهکشان:آندرومدانزدیک ترین کهکشان به کهکشان راه شیری است.یعنی ۵/۲میلیون سال نوری با ما فاصله دارد!دقت کنید که نور با سرعت۵/۲میلین سال وقت می خواهدتا از آن جا به کهکشان ما برسد.

نظم و حرکت:زمین هم به دور خودش و هم به دور خورشید می چر خد.خورشید هم با حرکتی منظم ، هر ۲۴۰میلیون سال ، یک بار به دور مرکز کهکشان می چرخد.کهکشان راه شیری هم مسیر حرکت خود را با ۲۲۰کیلو متر در ثانیه طی می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 19:45  توسط محمد  | 

فواید استفاده از ظروف مسی

فواید استفاده از ظروف مسی:

پزشکان به کسانی که از درد مفاصل رنج می برند توصیه می کنند ازدست بند مسی استفاده کنند.دلیل این امر کمبود یون مس در خون می باشد که با زدن دست بند مسی از طریق پوست جذب بدن می شود.از طرفی علت بروز بیماری آلزایمر رسوب یون آلومینیم در مغز است.

مردم کشور ما رسم داشتند برای پخت غذا مخصوصا خورشت و ماست از قابلمه های مسی استفاده می کردند و برای بهم زدن غذا بوسیله ی یک کفگیر آهنی بهره می گرفتند.می دانید چرا؟

پاسخ:زیرا بدن (مخصوصا مغز)برای سلامتی و نشاط و کنترل اسید لاکتیک و کورتیزربه ۶میلیارد یون مس  نیاز دارد و به همین نسبت یون آهن.

کمبود یون مس باعث تنبلی ، خواب آلودگی و کسالت و خمیازه مرتب می شود.در ضمن هیچ کارخانه دارویی نمی تواند از یون مس قرص تهیه نماید در نتیجه استفاده از ظروف مسی برای افزایش طول عمر و سلامتی جسمی مخصوصا برای خانم های بار دار و دوران عادت آن ها توصیه می شود.

استفاده از ظروف استیل و تفلونی باعث جزب یون های مضر (سرب و آلومینیم و... ) و در نتیجه ابتلاء به بیماری های کم خونی ، کبدی و سرطان ها و ناراحتی طحال می گردد.

برای پخت غذا در طروف مسی مخصوصا غذاهای آبکی حتما از ملاقه ی آهنی یا یک تیکه ی آهن در درون ظرف استفاده شود این کار علاوه بر فواید فوق باعث خوشمزگی غذا نیز می شود و بیماری های ناشی از  کم خونی را ریشه کن می کند.

       

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 18:2  توسط محمد  | 

آدرس های وبلاگی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 16:46  توسط محمد  | 

یا فاطمه


ای زدست و سینه و بازوی تو حیدر خجل

هم غلاف تیغ ، هم مسمار در ، هم در خجل

با غروب آفتاب طلعت نورانیت

گشته ام سر تا قدم از روی پیغمبر خجل

هم صدف بشکست ، هم دردانه ات از دست رفت

سوختم بهر صدف ، گردیدم از گوهر خجل

همسرم را پیش چشم دخترم زینب زدند

مردم از بس گشتم از آن نازنین دختر خجل

گاه گاهی مرد خجلت میکشد از همسرش

مثل من ، هرگز نگردد مردی از همسر خجل

همسرم با چادر خاکی به خانه بازگشت

از حسن گردیده ام تا دامن محشر خجل

خواست زینب را بغل گیرد ولی ممکن نشد

مادر از دختر خجل شد ، دختر از مادر خجل

باغ را آتش زدند و مثل من هرگز نشد

باغبان از غنچه و از لاله ی پرپر خجل

بانگ یا فضه خزینی تا به گوش خود شنید

از کنیز خویش هم ، شد فاتح خبیر خجل

نظم "میثم" شعله زد بر جان اولاد علی

تا لب کوثر بود از ساقی کوثر خجل
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 14:0  توسط محمد  | 

زندگی

           تعریف زندگی عوض شده است 

تا گریه نکنیم نوازشمون نمی کنن

تا قصد رفتن نداشته باشیم نمی گویند : بمان !

تا بیمار نشویم گل برایمان نمی آورند !

تا کودک هستیم باید همه را دوست بداریم ...

    وقتی بزرگ شدیم دوست داشتن را برایمان جرم می کنند!

تا نرویم قدرمان را نمی دانند 

و تا نمیریم

نمی بخشنمان..-!

نظر شما چیه؟؟

دل آدم ه بزرگ نیست ... اما اگه حرفاشون از دل باشه می تونه بزرگترین آدم ها رو بسازه

              هيچکس از قلب شما به شما نزديک تر و راستگو تر نيست،

                      بنابر اين ازکساني که قلب پاک شما، ايشان را

                             به خود نمي پذيرد اجتناب کنيد.

 
انتظار سخته .... 

فراموش کردن هم سخته ....

اما اینکه ندونی باید انتظار بکشی  یا

  فراموش کنی از همه سخت تره ...

                                        


چطور ، بهتر زندگي کنیم ؟ 

                    گذشته را بدون هيچ تأسفي بپذير ،           

                    با اعتماد ، زمان حال را بگذران ،

                    و بدون ترس براي آينده آماده شو .

     ايمان را نگهدار و
                            ترس را به گوشه اي انداز . 
     شک هارا باور نکن ،

                            وهيچگاه به باورها شک نکن .

      زندگي شگفت انگيز است ،
                           در صورتيكه بداني چطور زندگي کني .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 13:55  توسط محمد  | 

راه موفقیت در کنکور

حتي اگر يك روز به كنكور مانده فرصت را از دست ندهيد

 ابتدا این مسئه را به خاطر داشته باشید که اين تصور كه چون مدرسه خوبي نداشته‏ ايد و يا در زمان دبيرستان خوب درس نخوانده ايد پس نمي توانيد هم پاي شاگردان ممتاز وارد ميدان رقابت شويد و به ناچار بايد ميدان را واگذار كنيد ، تصوري موهومي و باطل است. ما روشهای طلایی تست زنی نفرات نخست کنکور را در یک بسته جادویی برای شما فراهم کرده ایم تا شما بتوانید با یادگیری روشهای مکمل بی شک از رقیبان همرتبه خویش چند گام جلوتر حرکت کرده و تلاش خود را به ثمر برسانید.

مهندسی معکوس چیست؟

 كشورهاي ضعيف وقتي‏ مي ‏خواهند تكنولوژي ساخت يك محصول پيشرفته را به دست آورند ، از مجموعه روش هايي استفاده‏ مي ‏كنند كه تحت نام دانش مهندسي معكوس دسته بندي‏ مي ‏شوند. مثلا اگر بخواهند دانش ساخت و توليد يك مدل تلويزيون ديجيتالي جديد را پيدا كنند ، ابتدا با حسابگري و دقت بي نظير از تك تك اجزاي تلويزيون اطلاعات برداري ‏مي ‏كنند و به تدريج شروع به دمونتاژ يا باز كردن تك تك واحدها و نهايتا تك تك عناصر سازنده واحدها‏ مي ‏كنند و از اين مسير و با كمك آزمايشات متعدد سعي ‏مي ‏كنند مسير طي شده توسط سازنده اصلي براي رسيدن به اين محصول پيشرفته ( در مثال ما تلويزيون ديجيتالي) را كشف كنند.
در اين مجموعه ما قصد داريم با استفاده از اصول مهندسي معكوس و استفاده از ابزارهاي قدرتمند آمار و احتمالات و بحث هاي روانشناسي نحوه كاهش ترديد بين جوابهاي چهار گزينه اي به سه گزينه اي و نهايتا تك گزينه اي و كشف گزينه صحيح با درصد احتمال صحت بالا را براي شما تشريح كنيم. كارآيي خارق العاده اين روشها هنگامي آشكار ‏مي ‏شود كه شما نتايج آن را روي كنكورهاي برگزار شده دوره هاي قبل تست و ارزيابي كنيد. با كمي حوصله و پشتكار و دقت متوجه خواهيد شد كه ديگر نيم ساعت آخر جلسات آزمون كنكور سراسري براي شما نيم ساعت نااميدي نيست ، بلكه نيم ساعتي است كه ‏مي ‏تواند سرنوشت قبولي شما را به شدت تحت تاثير قرار دهد و جايگاه و رتبه علمي شما را تا حد خارق العاده اي جابجا كند. در زماني كه فقط با زدن دوعدد تست بيشتر دانشگاه محل تحصيل و رشته و مقطع تحصيلي شما تعيين ‏مي ‏شود ، بديهي است كه اگر روشي بتواند رسيدن به بيش از دهها تست صحيح را تضمين كند، ارزشي هم سنگ طلا خواهد داشت.

به احتمال قوي شما از جمله افرادي هستيد كه جهت آمادگي براي كنكور زحمات فراواني را كشيده ايد و در اين راه سرمايه گذاري كرده ايد. ازجمله سرمايه وجودي خويش ، زماني و ريالي. لذا شما ميتوانيد با يادگيري روشهاي مكمل بي شك از رقيبان همرتبه خويش چند گام جلوتر حركت كرده و تلاش خود را به ثمر برسانيد.  

مطمئن باشید با تکنیک هایی که در این بسته معرفی می شوند در هر سطح علمی و تحصیلی که باشید در روز آزمون بیش از معلومات علمی خود نتیجه خواهید گرفت .

براي اثبات كارآيي اين روشها به اختصار اشاره ‏مي‏كنيم كه اگر شما در كنكور امسال 80% را بر مبناي دانش خويش درست علامت بزنيد و 20% بقيه را با روشهای ارایه شده در این CD ها و جزوه ها علامت بزنيد،  امتياز شما به جاي 80% به رقم باور نكردني 6/99% خواهد رسيد.

همينطور اگر به 50% سوالات درست جواب داده باشيد و نصف ديگر را با كمك تكنيك هاي ارایه شده علامت بزنيد رتبه شما از 50% به 7/84% افزايش ‏مي ‏يابد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 12:37  توسط محمد  | 

روش های تست زنی

دكتر عباسپور (رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس) :

 گذشت زمان و متحول نشدن روش آزمون باعث شد كه نتيجه آن تغيير يابد و كساني در كنكور پذيرفته شوند كه مهارت هاي بيشتري صرفاً در تست زني داشته باشند. اخيراً برخي مؤسسات صرفاً با همين روش، يعني افزايش مهارت هاي تست زني ضريب پذيرفته شدن داوطلبان را افزايش داده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 12:34  توسط محمد  | 

عکس آخرین قسمت میگ میگ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 12:32  توسط محمد  | 

درباره لوگو

چگونه میتوان لوگو اختصاصی داشت؟
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 12:24  توسط محمد  | 

بازیافت فلش مموری

بازیافت فلش مموری:

 بارها به طور حتم اتفاق افتاده است که به طور ناگهانی فلش مموری شما از کار بیافتد. در واقع وقتی فایلی را می خواهید در آن کپی کنید کپی نشود و یا نتوان فایل های موجود در آن را در رایانه کپی کرد و بسیاری از این قبیل مسائل. معمولآ افراد در این مواقع فلش خود را نزد گارانتی آن میبرند تا مشکل آنرا بر طرف کند. اما همانطور که می دانید معمولآ گارانتی ها به دلایل مختلف از تعمیر فلش مموری سوخته سرباز می زنند. به همین دلیل فرد از تعمیر فلش مموری خود صرف نظر می کند و اقدام به خرید فلش مموری جدید می نماید در صورتی که شاید بتوان فلش مموری سوخته را مجددآ احیا نمود. امروز نرم افزاری را برایتان آماده کرده ایم که تا ۹۰ درصد امکان بازیابی فلش های سوخته با کمک آن وجود دارد.

نرم افزار JetFlash Online Recovery مخصوص تعمیر و بازیابی فلش های سوخته می باشد. همانطور که گفته شد در این نرم افزار ۹۰ درصد احتمال بازیابی فلش معیوب وجود دارد. عملیات بازیابی به صورت آنلاین و با اتصال به اینترنت صورت میگیرد. کار با این نرم افزار بسیار آسان است کافیست که فلش مموری سوخته را به پورت یو اس بی رایانه وصل کنید و سپس به اینترنت متصل شوید در این هنگام با اجرای نرم افزار خواهید دید که عملیات بازیابی و تعمیر فلش در حال انجام است. این نرم افزار مخصوص فلش های Transcend ساخته شده و در تست های بسیار زیادی که از این نرم افزار گرفته شد توانایی بازیابی این نوع فلش ها را دارا بوده است. البته دوستانی هم که به غیر از فلش های Transcend را دارند میتوانند شانس خود را امتحان کنند شاید این نرم افزار توانست فلش سوخته آنها را تعمیر کند.

 راهنمای نصب: برای کار با این نرم افزار نیازی به نصب نیست، فقط فلش خود را به درگاه usb متصل کنید و به روی فایل exe کلیک کنید، لازم به ذکر است که این نرم افزار برای کار نیاز به ارتباط اینترنتی دارد!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 12:7  توسط محمد  | 

در مورد من2

من محمد تقی مقصودی ۱۲ساله هستم.من دو خواهر و یک برادر دارم. و فرزند دوم خانواده هستم. علاقه ی شدیدی به ادبیات و داستان نویسی دارم .معدل کلاس های اول،دوم،سوم و چهارم و پنجمم ۲۰شده است.متولد رفسنجان(در کرمان)، ولی بزرگ شده ی شاهین شهر در اصفهان هستم .با این که رفسنجان بسیار گرم و داغ است من آن جا را دوست دارم.بالا خره هرکس وطنش رابا هر مشکلی که دارد دوست دارد.من ۲تا خله،۳تا دایی،۵تا عمو،۵تا عمه،۲تا پدر بزرگ و ۲تا مادر بزرگ پدری و مادری دارم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 11:51  توسط محمد  | 

داستانهای جالب

      عجب خوش شانسی!


پیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد، همه همسایه ها برای دلداری به خانه پیر مرد آمدند و گفتند:عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد!

روستا زاده پیر جواب داد: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ همسایه ها با تعجب جواب دادن: خوب معلومه که این از بد شانسیه!

هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پی مرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه برگشت. این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند: عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت به همراه بیست اسب دیگر به خانه بر گشت! 


پیر مرد بار دیگر در جواب گفت: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ فردای آن روز پسر پیرمرد در میان اسب های وحشی، زمین خورد و پایش شکست. همسایه ها بار دیگر آمدند: عجب شانس بدی! وکشاورز پیر گفت: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ وچند تا از همسایه ها با عصبانیت گفتند: خب معلومه که از بد شانسیه تو بوده پیرمرد کودن!

چند روز بعد نیروهای دولتی برای سربازگیری از راه رسیدند و تمام جوانان سالم را برای جنگ در سرزمینی دوردست با خود بردند. پسر کشاورز
پیر به خاطر پای شکسته اش از اعزام، معاف شد.

همسایه ها بار دیگر برای تبریک به خانه پیرمرد رفتند: عجب شانسی آوردی که پسرت معاف شد! و کشاورز پیر گفت: از کجا میدانید که...؟

 

 


                                               داستان زیبای خیانت

 

چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک.

w01

زمان میگذشت و دایره آبی کوچک، بزرگ میشد. هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر.

w02

آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک به سراغ پدر رفت و به او گفت: پدر شما چرا جای خالی ندارید؟
پدر گفت: عزیزم جالی خالی نه، قطعه گمشده. هر کسی در زندگی خود قطعه گمشده دارد من هم داشتم، مادرت قطعه گم شده‌ی من بود. با پیدا کردن او تکمیل شدم. یک دایره کامل.
پسر از همان روز جست و جوی قطعه‌ی گمشده خود را آغاز کرد. رفت و رفت تا به یک قطعه‌ای از دایره رسید شعاع و زاویه آن را اندازه گرفت درست اندازه جای خالی بود ولی مشکل آن بود که قطعه زرد بود.
w03

دایره باز هم رفت تا اینکه به یک مثلث رسید که فضای خالی خود را با قطعه‌های رنگارنگ کوچک پر کرده بود.
w04

دایره دیگر از جست و جو خسته شده بود تا اینکه به یک قطعه مربع گمشده رسید، به او گفت شما قطعه گمشده من را ندیدید؟
قطعه مربع گریه کرد و گفت: من هستم
- ولی شما مربع هستید و قطعه گمشده‌ی من قسمتی از دایره
- من اول قطعه‌ای از دایره بودم یعنی دقیقا بگویم قسمتی از شما و منتظرتان که یک مربع قرمز آمد. قطعه‌ی گمشده او مربع بود ولی من گول خوردم و خود را به زور داخل فضای خالی او کردم، به مرور زمان تغییر شکل دادم و به شکل فضای خالی مربع در آمدم .ولی او قرمز بود و من آبی، به هم نمی‌خوردیم. اکنون پشیمانم. من قطعه‌ی گمشده‌ی شما هستم.

w05

دایره که دید قطعه گمشده خود را پیدا کرده سعی کرد او را در فضای خالی خود جا دهد اما نشد، بنا بر این او را با طناب به خود بست و خوشحال راه افتاد. حرکت کردن با یک قطعه که سبب بد قواره شدن دایره شده بود خیلی سخت بود ولی دایره تمام این سختیها را به جان خریده بود و با عشق حرکت میکرد.
w06

رفت و رفت ولی ناگهان گودال را ندید و داخل آن افتاد و گیر کرد. بخت به او رو کرده بود که قطعه‌ی گمشده‌اش قسمت بالای او بود و گیر نکرده بود. قطعه گمشده به او گفت: من را باز کن تا بروم و کمک بیاورم.
w07

قطعه‌ی گمشده رفت و هیچ وقت برنگشت. دایره هم سالها آنقدر گریه کرد تا بیضی شد (لاغر شد) و توانست از گودال بیرون بیاید. دلش شور میزد که نکند اتفاقی برای قطعه گم شده افتاده باشد. دنبال او به هر سو رفت. تا اینکه بالاخره او را پیدا کرد. کاش هیچ وقت او را پیدا نمی‌کرد.

w08

نتیجه گیری اخلاقی : سعی کنید گول تکه های گمشده دروغی رو نخورید


 
افکار دیگران

مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت.
چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت، چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند.
او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود.
خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند.

کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد.
وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد .... به کمک او پرداخت.

سپس کم کم وضع عوض شد.
پسرش گفت: پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود می آید.
باید خودت را برای این کسادی آماده کنی.

پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند پس حتماً آنچه می گوید صحیح است.
بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد.
فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت.
او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست.
کسادی عمومی شروع شده است.

آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده که جالبه بدونید: اندیشه های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند. خواسته های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه ریزی می کنند.

 
آرزوهایی که حرام شدند!
 
جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم.
لستر هم با زرنگی آرزو کرد دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد بعد با هر کدام از این سه آرزو سه آرزوی دیگر آرزو کرد آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی بعد با هر کدام از این دوازده آرزو سه آرزوی دیگر خواست که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا ...

به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد برای خواستن یه آرزوی دیگر تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به ...

۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن جست و خیز کردن و آواز خواندن و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر بیشتر و بیشتر در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند عشق می ورزیدند و محبت میکردند لستر وسط آرزوهایش نشست آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا و نشست به شمردنشان تا ......

پیر شد و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند آرزوهایش را شمردند حتی یکی از آنها هم گم نشده بود همشان نو بودند و برق میزدند.

بفرمائید چند تا بردارید به یاد لستر هم باشید که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد!!

نوشته شده توسط هادی در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389

        مادر من فقط یك چشم داشت!
 
تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من. اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو .وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا، اونم بی‌خبر؟

مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود. اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می‌پخت.

یك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره .خیلی خجالت كشیدم . آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟

به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفورا از اونجا دور شدم .

روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یك چشم داره .فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم . كاش زمین دهن وا میكرد و منو ..كاش مادرم یه جوری گم و گور میشد...

روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی‌میری ؟ اون هیچ جوابی نداد.... 

حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم ، چون خیلی عصبانی بودم . احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت.  دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم .

سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم .اونجا ازدواج كردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه و زندگی... از زندگی، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم. 
 
تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من. اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو .وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا، اونم بی‌خبر؟

سرش داد زدم ": چطور جرات كردی بیای به خونه من و بچه ها رو بترسونی؟!" گم شو از اینجا! همین حالا

اون به آرامی جواب داد: " اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر ناپدید شد .
یك روز یك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شركت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه

ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم . بعد از مراسم، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون؛ البته فقط از روی كنجكاوی .

همسایه ها گفتن كه اون مرده. ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم. اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن .

 ای عزیزترین پسر من، من همیشه به فكر تو بوده ام، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا. ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تورو ببینم. وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم .
 
آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی تو یه تصادف یك چشمت رو از دست دادی .به عنوان یك مادر نمی‌تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم.

بنابراین چشم خودم رو دادم به تو .برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه

با همه عشق و علاقه من به تو!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 11:22  توسط محمد  | 

عشق لیلی

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 11:18  توسط محمد  | 

سال 2012

بر اساس نظریاتی که ریشه در یک پیش‌گویی از مایای باستان دارد، روز 21 دسامبر / 30 آذر سال 2012 / 1391 روز موعود است و دنیا به پایان خواهد رسید. آیا واقعا 3 سال تا آخرالزمان باقی مانده است؟

علی‌رضا نورایی: آخر دنیا نزدیک است! بر اساس نظریاتی که ریشه در یک پیش‌گویی از مایای باستان دارد، روز 21 دسامبر / 30 آذر سال 2012 / 1391 روز موعود است و دنیا به پایان خواهد رسید! از همین الان هم ماشین بازاریابی فیلم در آستانه اکران «2012» بر تبلیغات پیرامون پدیده‌های مرتبط با نابودی جهان این تاریخ افزوده و فضا را برای فروشی بی‌نظیر آماده می‌کند.

اما واقعیت ماجرا چیست؟ آیا واقعا دنیای ما سه سال دیگر به پایان می‌رسد؟ در ادامه، پنج پدیده که طبق پیش‌گویی مایایی زمین را نابود می‌کند، بررسی شده است. شاید شما هم پس از به پایان بردن این مطلب، نظر دیگری درمورد این پیش‌گویی پیدا کنید.

پدیده‌ای فضایی، قطب‌ها را می‌چرخاند

در برخی پیش‌گویی‌ها پیرامون محشر 2012 گفته شده که زمین به واسطه برخورد یک شهاب‌سنگ دچار جابجایی قطب‌ها می‌شود، یا زمین در اثر پدیده‌ای نادر 27هزار سال‌نوری را یک‌شبه طی می‌کند و در مرکز کهکشان راه شیری قرار می‌گیرد؛ و یا داخل زمین به دلیل تشعشعات شدید خورشیدی ناپایدار می‌شود و به مکانی ناامن برای ساکنانش تبدیل می‌شود!

جابجایی قطب‌ها این‌گونه رخ می‌دهد که پوسته و گوشته زمین ناگهان جابجا می‌شوند و با گردش به دور هسته بیرونی زمین، شهرهای ویران را به قعر خود فرو می‌برند.

آدام مالوف، یکی از زمین‌شناسان دانشگاه پرینستون روی پیش‌گویی جابجایی قطب‌ها مطالعه کرده و این ایده آرماگدون 2012 را به چالش کشیده است. به گفته وی، شواهد مربوط به مغناطیس سنگ‌ها دال بر این است که قاره‌های زمین در گذشته چنین نوآرایی شدیدی را تجربه کرده‌اند ولی این فرآیندی میلیون‌ها سال به طول انجامیده و آن‌قدر آهسته اتفاق افتاده که انسان نمی‌تواند چنین چیزی را درک کند.

سیاره‌ای ناشناخته در راه برخورد با زمین

چند سال پیش، تلسکوپ فضایی هابل تصویری بی‌نظیر از ستاره متغیر 838 صورت‌فلکی تکشاخ را در فاصله بیست‌هزار سال‌نوری تهیه کرد که ستاره‌ای از نوع غول‌سرخ را همراه با غبار اطرافش نشان می‌داد؛ اما برخی پیدا شدند و گفتند این تصویر حاوی شواهدی از یک دنیای موهومی با نام سیاره ایکس ونیبیرو است و در مسیری واقع شده که تا سال 2012 به زمین اصابت خواهد کرد.

این در حالی است که به گفته دیوید موریسون، یکی از اخترشناسان ناسا، «هیچ چیزی در آنجا وجود ندارد و این نزدیک‌ترین چیز به حقیقت است! اگر آنجا یک سیاره یا یک کوتوله قهوه‌ای و یا هرچیز دیگری وجود داشته باشد که 3 سال تا ورود به منظومه شمسی فاصله داشته باشد، منجمان قطعا از یک دهه قبل‌تر آن‌را شناخته و در حال مطالعه‌اش بودند! از آن بدتر این‌که اگر چنین چیزی واقعا وجود داشته باشد، حتی امروز با چشم غیرمسلح باید دیده شود».

منشا این ایده در واقع پیش از آغاز شایعات پیرامون 2012 بود. زنی که ادعا می‌کرد از بیگانگان پیغام می‌گیرد، محشر نیبیرو را شایع کرد، تازه او اعلام کرده بود دنیا در سال 2003 به پایان می‌رسد و نه 2012.

مقارنه خورشید و کهکشان به محشر می‌انجامد



برخی رصدگران آسمان باور دارند که سال 2012، مقارنه آسمانی بی‌نظیری روی خواهد داد که برای اولین بار در 26هزار سال گذشته اتفاق می‌افتد. بر پایه این سناریو، مسیر خورشید در آسمان از نقطه‌ای می‌گذرد که قلب کهکشان راه‌شیری در آنجا قرار گرفته است.

برخی نگران آنند که نیروی گرانش خورشید و نیروهای ناشناخته و بسیار قدرتمند کهکشانی یکدیگر را تقویت کنند و و مثلا با پدید آوردن یک جابجایی قطبی یا کشاندن زمین به داخل ابرسیاه‌چاله فوق‌العاده عظیمی که در قلب کهکشانمان لانه گزیده، آخرین روز زمین را رقم بزند.

این درحالی است که هیچ مقارنه یا نظم کهکشانی جدیدی در سال 2012 وجود ندارد. هرسال به‌هنگام انقلاب زمستانی خورشید در نقطه‌ای از آسمان واقع می‌شود که بسیار نزدیک به مرکز کهکشان راه شیری است. شاید نویسندگان زیج‌ها و تقویم‌های نجومی از چنین مقارنه‌هایی هیجان‌زده شوند، ولی واقعیت آن است که چنین پدیده‌هایی فقط ظاهری است و برای اهل دانش معنی خاصی ندارد. مثال مشهور دیگر، قمر در عقرب است که ماهی یک‌بار اتفاق می‌افتد و هیچ تاثیر و تغییری در کشش گرانشی، تشعشعات خورشیدی، مدار سیارات یا هر چیز دیگری که حیات روی زمین را تحت شعاع قرار دهد، ندارد.

مایا آخر دنیا را در سال 2012 پیش‌گویی کرد
از آپولیناریو شیلی پیکستون نپرسید که آیا پایان دنیا در 2012 است یا نه. ریش‌سفید سرخ‌پوست مایا که در اکتبر 2009 / مهر 1388 در گواتمالا روی صفحه تلویزیون ظاهر شد، اعلام کرد که از این دامن زدن به این موضوع خسته شده است.

به گفته برخی باستان‌شناسان، تقویم مایا آن‌طور که برخی دیگر اظهار می‌کنند در سال 2012 به پایان نمی‌رسد و قدیمی‌ها هم هرگز این سال را به عنوان پایان دنیا نمی‌شناختند. اما روز 21 دسامبر 2012، روز مهمی برای تمدن مایا است.

آنتونی اونی، باستان-اخترشناس در دانشگاه کلگیت در ایالت نیویورک می‌گوید: «این زمانی است که بزرگ‌ترین دوره در تقویم مایا (یک میلیون و 872هزار روز یا 5125.37 سال) به پایان می‌رسد و دوره جدید آغاز می‌شود. در دوران اوج شکوه امپراتوری مایا، آنها تقویم بدون تکرار «شمارش بلند» را اختراع کردند؛ تقویمی با دوره‌ای بسیار طولانی که از بنیان‌های فرهنگی نشات می‌گیرد و به مسئله خلقت باز‌می‌گردد. دوره کنونی تقویم شمارش بلند در آن‌چه مایا به عنوان آغاز آخرین دوره آفرینش (11 آگوست 3114 پیش از میلاد) می‌داند، در انقلاب زمستانی 2012،به پایان می‌رسد. مایا این تاریخ را که هزاران سال پیش از تمدنش است را به عنوان «روز صفر» یا 13.0.0.0.0. نوشته است و در دسامبر 2012 تقویم گردشی مجددا به روز صفر می‌رسد و بازه طولانی دیگری آغاز می‌شود. این ایده حاکی از آن است که زمان و تمام جهان تجدید می‌شود، چه بسا بعد از سپری شدن دوره‌ای پراسترس. این درست مشابه شرایطی است که ما همیشه در روز اول سال، سال را نو می‌کنیم یا حتی در صبح بعد از تعطیلات آخر هفته».

طوفان‌های خورشیدی زمین را ناآرام می‌کنند

برخی دیگر شایع کرده‌اند که در 2012، خورشید فوران‌های مهلکی از شراره‌هایش تولید می‌کند که حرارتش، زمین را بر سر زمینیان ویران می‌کند.

فعالیت‌های خورشیدی در بازه‌هایی تقریبا 11 ساله تغییر می‌کند. البته طوفان‌های بزرگ خورشیدی می‌تواند با اختلال در عملکرد ماهواره‌ها و سیستم‌های مخابراتی و انتقال برق، بخصوص در عرض‌های جغرافیایی نزدیک به قطب، به جوامع و دیگر سیستم‌های زمینی آسیب برساند، ولی هیچ نشانه‌ای حداقل در کوتاه مدت، دال بر این وجود ندارد که خورشید طوفان‌هایی به پا کند که از شدتش سیاره‌مان بریان شود. از سوی دیگر، اخترشناسان براساس دوره‌های یازده‌ساله فعالیت خورشید پیش‌بینی می‌کنند که اوج فعالیت خورشید یکی دو سال دیرتر از 2012 اتفاق بیفتد.

پس 2012 چه اتفاقی می‌افتد؟


بسیاری از پژوهشگران که شواهد پراکنده مقبره مایا را واکاوی می‌کنند، عقیده دارند که امپراتور به روشنی پیش‌گویی کرده که هر چیز ویژه‌ای در 2012 اتفاق خواهد افتاد.

مایا، نگاره‌ای بر جای گذاشته که حتی اگر زمانی برایش مشخص نکرده باشد، به سناریوی پایان جهان در صفحه پایانی متن تقریبا 1100 صفحه‌ای که به عنوان «دست‌نوشته‌های درسدن» شناخته می‌شود، پرداخته است. مطابق توصیف این نگاره، جهان توسط یک سیل نابود می‌شود. این سناریویی است که بسیاری از فرهنگ‌ها به آن پرداخته‌اند و احتمالا توسط مردمان باستان هم تجربه شده است.

به باور آنتونی اونی، منظور سناریوی دست‌نوشته‌ها فقط خوانده شدن به صورت لفظی نبوده؛ بلکه به عنوان درسی در رابطه با رفتار انسان بوده است. او تقویم بدون تکرار مایا را به تجدید دوره سال نوی خودمان تشبیه می‌کند؛ دوره‌ای از فعالیت‌های پرآشوب و پراسترس به پایان ‌می‌رسد و دوره جدید مثل تولدی دوباره آغاز می‌شود که در آن بسیاری افراد تصمیم به بهبود زندگی خود می‌گیرند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 11:15  توسط محمد  | 

خواص ما’ الشعیر

ماءالشعير از جمله نوشيدني هايي است كه به گفته متخصصان و كارشناسان تغذيه خواص زيادي به بدن مي رساند.
شركت بهنوش جزو اولين شركت هاي ايراني است كه به توليد ماءالشعير در ايران پرداخت. در ارتباط با تاريخچه ماءالشعير مي توان گفت چندين هزار سال پيش در مصر باستان از نوشيدني اي تحت عنوان آب جو استفاده مي شد كه در همان دوران نوشيدني اي با همان خواص از ارزن تهيه مي شد، در اين ميان قبايل آفريقايي داشت.به تدريج اين نوشيدني الكلي در تمام نقاط جهان رايج و در تمام كشورها توليد شد. پيش از انقلاب نوع الكلي ماءالشعير در ايران توليد مي شد و شركت بهنوش ايران آن زمان با نام «ايران مالتا» يا «مالتاي ايران» فعاليت خود را در سال 1346 آغاز كرد. بعد از انقلاب توليد ماءالشعير الكلي قطع شد. شركت بهنوش قريب به يك سال تعطيل بود تا اين كه سيستم توليد خود را تغيير داد و به توليد ماءالشعير پرداخت.

پروسه توليدي ماءالشيعر در ايران منحصر به فرد است. در تمام دنيا آب جوي الكلي توليد مي شود كه برخي از آنها در پروسه ديگري الكل را از آن حذف مي كنند. اما خط توليد شركت بهنوش به نوعي است كه در روند توليد آن اصلا الكلي توليد نمي شود كه بخواهيم آن را حذف كنيم. به همين دليل بسياري از كشورهاي اسلامي كه روي اين موضوع حساسيت دارند، بازار خوبي براي ماءالشعير ايراني است. چون آنها اعتقاد دارند كه محصول ايراني كاملا حلال است.در اوايل انقلاب يك نوع ماءالشعير توليد مي شد كه از نوع گردشي بود و حالت يك بار مصرف نداشت. بعد از آن در اوايل دهه 70، بهنوش، دلستر را توليد كرد كه همان ماءالشعير تغيير طعم داده شده بود و يك بار مصرف بود و در سال 76، دلستر ليمويي به بازار عرضه شد.

تنها ماده اي كه به عنوان افزودني در ماءالشعير استفاده مي شود عصاره رازك است كه خواص طبي زيادي دارد كه از آن جمله مي توان به دافع سنگ كليه، مدر بودن، ضدعفوني كننده دستگاه گوارش و ضدعفوني كننده دستگاه تنفس اشاره كرد. علاوه بر تمام اينها ماءالشعير با دارا بودن ويتامين هاي گروه B و اسيد آمينه براي پوست و مو بسيار مناسب است، خواص درماني بسياري براي خانم هاي باردار و شيرده دارد و تا حدودي در افزايش ضريب هوشي موثر است.در روند توليد ماءالشعير جوي خريداري شده به واحد بوجاري منتقل مي شود.

واحد بوجاري، مكاني است كه جو در آن پاك و تميز مي شود. جويي كه در دنيا براي آب جوسازي استفاده مي شود، جوي دورديفه نام دارد.دلايل استفاده از جوي دورديفه، پروتئين كم و دانه هاي هم سايز روي خوشه است كه ضايعات را كمتر مي كند. شركت بهنوش نيز از جوي دورديفه استفاده مي كند كه اين جو در قيف ريخته شده و توسط بالابر باسكول مي شود. جو در دو مرحله سرند مي شود و ضايعاتش گرفته شده و مجددا باسكول مي شود. اين مرحله اول بوجاري است.

در مرحله دوم دقت عمل بيشتري صورت مي گيرد. در اين مرحله جو سرند مي شود كه در اين سرند علاوه بر دانه بندي، ضايعات فلزي احتمالي از جو جدا مي شود. بعد از اين كه سرند مرحله دوم خود را پشت سر گذاشت، جو به مرحله سنگ چين مي رود و سنگ ريزه ها از آن جدا مي شود. جو در اين مرحله توسط سرند يك دوم sort شده و به تانك ذخيره جو مي رود تا براي تبديل شدن به مالت آماده شود.

بعد از مرحله بوجاري، جو به مخزن هاي شست وشو و ضدعفوني رفته طي 30 ساعت شسته مي شود. عمل شست وشو و ضدعفوني جو در سه مرحله انجام مي گيرد. در خاتمه 30 ساعت شست وشو، توده جو به سالن ژرمينگ پمپ و به ابتداي سالن ريخته مي شود. دستگاهي كه در اين سالن وجود دارد در هر حركت رفت و برگشت خود توده را جابه جا مي كند تا دانه ها از كف رطوبت بگيرند.توده ها پنج روز در اين سالن مي مانند و بعد از پنج روز به كوره مي روند. دماي سالن ژرمينگ بين 17 تا 20 درجه سانتي گراد و رطوبت آن بالاي 70 درصد است كه اين شرايط باعث مي شود تا جو بين 9 تا 11 ميلي متر جوانه بزند و به مالت تبديل شود.

بعد از آن مالت به واحد پخت مي رود. در واحد پخت، مالت به دست آمده در مخزني ريخته شده، 30 دقيقه خيس خورده، آسياب شده و در تانك پخت ريخته مي شود.مالت به همراه آب، به مدت 3 ساعت و 30 دقيقه در تانك پخت و در دماي 76 درجه سانتي گراد پخته مي شوند. بعد از گذشت زمان لازم مالت به فيلتر تانك منتقل شده و در تانك جوش، عصاره رازك و شكر به آن افزوده مي شود و بعد از حدود سه ساعت به تانك «ويرپول» رفته و در آنجا به خاطر حالت گردابي به وجود آمده «لرد» از مايع جدا مي شود.مايع به دست آمده به چيلر منتقل شده و در آنجا شوك حرارتي داده مي شود اين شوك حرارتي اولين قدم براي جلوگيري از الكلي شدن مايع است.

آب جو، داري مخمر وحشي است كه در محيط مساعد باعث ايجاد الكل مي شود براي جلوگيري از فعال شدن مخمر، شوك حرارتي ايجاد مي شود كه مخمر وحشي اين اختلاف دما را تحمل نكرده و از بين مي رود.شربت به دست آمده در اين مرحله به سردخانه رفته و حجم آن با آب دو برابر مي شود و به دستگاه فيلتراسيون مي رود. در بخش فيلتراسيون مايع شفافي با نام ماءالشعير به دست مي آيد. محصول به دست آمده به سالن بسته بندي مي رود و به صورت تمام اتوماتيك در شيشه و قوطي ريخته شود. وقتي مايع داخل بطري و شيشه پر مي شود به مدت 30 دقيقه در دماي 72 درجه سانتي گراد پاستوريزه مي شود.

در اين مرحله محصول آماده حمل به بازار است. در شرايط امروز با توجه به آگاهي مصرف كننده از مضرات نوشابه هاي گازدار متداول، ماءالشعير مي تواند جايگزين خوبي در سبد خريد خانواده باشد.طعم ماءالشعير به گونه اي است كه پس از مصرف چندين و چند باره آن دلنشين تر مي شود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 11:7  توسط محمد  | 

کريستيانو رونالدو دو سانتوس آويرو

نام کامل: کريستيانو رونالدو دو سانتوس آويرو
تاریخ تولد: 5/2/1985
محل تولد: فونچال (جزیره مادیرا ، پرتغال)
ملیت: پرتغالی
دین: مسیح ، کاتولیک
وضعیت تاهل: مجرد
قد: 184 سانتیمتر
وزن: 75 کیلو گرم
نام مادر: ماریا دولارس دو سانتوس آویرو
نام پدر: خوزه دینیز آویرو(در 7 سپتامبر 2005 در گذشت)
برادر: هوگو آویرو
خواهران : الما آویرو 31 ساله و کاتیا آویرو 27ساله
عمو: آلکس آویرو
ماشین: پورشه و بی ام و
نوع موبایل: نوکیا 6230 مشکی
رنگ چشم : خرمایی
منطقه البروج: برج دلو سال گاو
القاب: کریس ، سلطان تکل ، رون
الگو: مارادونا
فوتبالیست مورد علاقه: مارادونا ، کلایورت ، فیگو ، هانری و رونالدو
هنرپیشه مورد علاقه : جان کلود ون دام
هنرپیشه(زن) مورد علاقه: آنجلینا جولی
فیلم مورد علاقه: حس ششم، سرباز جهانی و صخره
موزیک مورد علاقه: رقص
رنگ مورد علاقه: سفید
نوشیدنی مورد علاقه: سانتال
غذا مورد علاقه: ماهی با سیب زمینی
شهر مورد علاقه: فونچال
کشور مورد علاقه: پرتغال، آلمان
وقت آزاد: سینما ، گوش دادن به موسیقی و پیاده روی
طلسم: صلیب عیسی
خصوصیت اصلی: خیلی شاد و جذاب
تیم ها: اسپورتینگ لیسبون ؛ منچستر یونایتد ؛ رئال مادرید
عیب اصلی: خودسر و مضطرب بودن زیاد
قبل از شروع مسابقه: سه بار بر صلیبش بوسه میزند
چه تغییری باید بکند: کم کردن پرخاشگری به داور و بازیکنان دیگر
کارهای خیریه: 60000 هزار پوند به سونامی اندونزی
اسپانسر هایش: فوجی زیراکس-نایک-اکسترا جوس-سوزوکی -کوکا کولا-فیفا خیابانی -پیپ جنس
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 11:2  توسط محمد  | 

دیوید کاپر فیلد

دیوید کاپرفیلد

 

دیوید کاپرفیلد[David Copperfield].رمانی از چالرز دیکنز(1) (1812-1870)، نویسنده­ی انگلیسی که در سالهای 1849-1850 انتشار یافت. دیکنز آن را از همه­ی کتابهای خود برتر می­شمرد، بی گمان از این رو که حوادث هیجان­انگیز سفر پرماجرای قهرمان داستان، که وی وصف کرده است، بر زندگی خود نویسنده مبتنی است. راوی داستان اول شخص است. در نخستین فصلها، که یکی از بهترین دستاوردهای رومان­نویس­اند، دیوید را همراه مادر جوانش می­بینیم، مادری معبود دیوید که آفریده­ای است شیرین و نازنین، اما ضعیف و سبک مغز. پگوتی(2)، این موجود عجیب و غریب، که رفتارش تند و خشن ولی دلش سرشار از مهر و عطوفت است، در کنار آنان است. رشته­ی این زندگی آمیخته به عشق و محبت با ازدواج بیوه­ی جوان با آقای موردستون(3) مردی سنگدل، که در پس نقاب متانت مردانه پنهان است گسسته می­شود؛ این مرد، به تحریک خواهرش، سرانجام باعث مرگ پیشرس همسر جوان و ساده­دل خود می­شود. دیکنز تأثرات این کودک را، که نمی­تواند با محیط تازه سازگار شود و در لاک خود فرو می­رود، استادانه شرح داده است. ناپدری کودک عاصی را به مدرسه می­فرستد تا بد رفتاری­های آقای کریکل(4) ظالم را تحمل کند. وی در مدرسه نسبت به یکی از رفیقان خود، به نام استیرفورث(5) حس ستایش بی حدی پیدا می­کند. او جوانکی است فریبنده که بعداً باعث سرخوردگی دوستش می­شود و کودک با ترادلز(6) مهربان و خوش‌بین، که با کشیدن اسکلت وقت می­گذراند، صمیمی می‌شود. ناپدری دیوید، پس از آن، او را به کارهایی پست در فروشگاه موردستون و گرینبی(7) در لندن محکوم می­سازد؛ وی در این ایام در نهایت رنج و مهنت به سر می­برد و این خود بارتاب روزهایی است که دیکنز در کودکی در کارگاه کفش گذرانده بود. خوشبختانه دوستی باآقای میکابر(8) و خانواده­اش جان تازه­ای به او می­بخشد. آقای میکابر یکی از آفریده­های فناناپذیر دیکنز است: وی بیرون­بری است با هیکل نتراشیده که حال و روز خود را به مبالغه تیره تر از آن چه هست جلوه می­دهد.

دیوید از لندن می­گریزد و پیاده به دوور(9) می­رود و سرانجام، خسته و بی­رمق، به خانه­ی ییلاقی عمه بتسی ترانوود (10) می­رسد، که زنی است با مزاج نامتعارف که هنگام تولد دیوید نسبت به او بی علاقه بود، چون دلش می­خواست نوزاد دختر باشد. در کنار این عمه، آقای دیک بینوا، این مرد جنون زده­ی دوست داشتنی ، به سر می­برد که خاطره­ی اندیشه آزار چارلز اول نمی­گذارد حواس او جمع  کارهایش باشد. دیوید دوران آموزشی خود را در کنتربری(11)، در دفتر وکیل مدافع میس ترانوود، به نام ویکفیلد(12)، پی می­گیرد که اگنس(13)، دختر ناز و تیزهوش او، بعدها در زندگی دیوید به شدت اثر می­گذارد. سپس دوره­ی کارآموزی را نزد آقای اسپنلو (14)، در دارالوکاله­ی اسپنلو و جارکینز (15) می­گذراند. دیوید استیرفورث را باز می­یابد و او را به خانواده­ی دایه­ی خود، کلاراپگوتی، معرفی می­کند. بدبختیهایی که آن جوان بی ادب برای این خانواده­ی فقیر به بار می­آورد، خود رمانی در دل رمان است؛ این داستان سرشار است از حوادث غم بار و تماشایی است که تا حادثه­ی غرق شدن کسانی در دریا هم پیش می­رود. در این حادثه، استیرفورث، فریب دهنده­ی امیلی کوچولو، همراه نامزد همین دختر، که برای نجات جان استیرفورث خود را به خطر افکنده است، هلاک می­شود. دیوید که از مهر بی­ریای اگنس ویکفیلد نسبت به خود غافل است، دورا اسپنلو، دیوانه‌ای پر ملاحت را به زنی می­گیرد و رفته رفته شهرت و افتخار ادبی کسب می­کند. زندگی عشقی دیوید و دورا شاعرانه وصف شده است، در عین آنکه از لطایف و ظرایفی خالی نیست.

دورا پس از چند سال می­میرد و دیوید، که دردش تسلی ناپذیر است، پس از اندک زمانی پی می­برد که با غافل ماندن از اگنس مرتکب چه خطایی شده است. پدر اگنس به چنگ فردی بی سر و پا ناجنس و مکاری به نام اورای هیپ (16) افتاده است، که همه کاره­ی اوست با قیافه­ی وحشتناک و دست­های چرکین که میراث او را اداره می­کند و در هوای ازدواج با اگنس است. نابکاریهای این فرد پست و شوم را میکابر و ترادلز بر ملا می­سازند. همه چیز به خوشترین وجهی پایان می­یابد: هیپ به جرم تقلب و تملک بلاحق اموال محکوم می­شود؛ دیوید با اگنس ازدواج می­کند، آقای میکابر سرانجام ترتیب قرض­های خود را می­دهد و با عنوان صاحب منصب مستعمراتی شغلی پیدا می­کند که با آن می­تواند زندگی آبرومندی داشته باشد. این رمان، که به حق شاهکار دیکنز شمرده شده است، نمودار کامل هنرها  و عیبهای  نویسنده است که در تابلوی در خور تحسین به هم می­آمیزند؛ تابلویی که با حرارت خاطرات شخصی نویسنده جان می­یابد.

احمد سمیعی (گیلانی) . فرهنگ آثار. سروش.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 10:59  توسط محمد  | 

آیا میدانید

آیا می دانید که ..........

كوكا كولا در اصل سبز رنگ است!!

 عمومی ترین نام جهان محمد است!!

 اسم قاره ها با همان حرفی كه آغاز میشود پایان میابد!!

 شما نمیتوانید با حبس نفستان خود كشی كنید!!

 محال است آرنج دستتان را بلیسید!!

 وقتی عطسه میكنید مردم به شما عافیت باش میگویند چون قلب شما به مدت یك ملنیلیونیم ثانیه میایستد!!

 خوك‌ها به دلیل فیزیك بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند!!

 فندك قبل از كبریت اختراع شد !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 10:40  توسط محمد  | 

شهر هرت

شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب
شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگ ه رو مي شناسن
شهر هرت جايي است که همه بعدا مگر اينکه خلافش ثابت بشه
شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه: دوباره لاف زدي؟؟
شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند
شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک ا ند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند
شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند
شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند
شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر
شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت
شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد
شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند
شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف
شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن
شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن
شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري
شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه
شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه
شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي
شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار
شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است
شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر ر و دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن
شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي ..
شهر هرت جايي است که .......
خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 10:36  توسط محمد  | 

نابودی زمین

       

                    مقدمه                   

عواملی وجود دارند که ممکن است در آینده باعث نابودی و یا تغییر در شرایط اقلیمی و از بین رفتن حیات در کره زمین شوند. بعضی از این عوامل که زائیده دست بشر است تا گذشته‌های ‌خیلی نزدیک اهمیت چندانی نداشت ولی امروزه نمی‌توان از آنها چشم پوشی کرد ، مثلا قطع درختان جنگلی و افزایش دی‌اکسید کربن اتمسفر و سوراخ شدن لایه ازن. عوامل دیگری نیز وجود دارند که آدمی نمی‌تواند آنها را کنترل کند و این عوامل طبیعی ممکن است که در آینده باعث نابودی کره زمین شوند. در این مقاله سعی می‌شود تا حدودی به شرح این عوامل بپردازد.


شکار بی رویه حیوانات ممکن است که باعث نابودی آنها شود مثلا شکار ماموتها‌ توسط انسان با از بین رفتن نسل این حیوان شده است و امروزه فقط اجساد باقیمانده این جانور عظیم الجثه را در میان یخهای سیبری می‌توان پیدا کرد. از میان دیگر قربانیاها به پرنده قطبی اوک (Auk
) باید اشاره کرد که طی 150 سال اخیر شکار گردیده و کلا نابود شده است و روند شکار پارهای ‌جانوران دیگر نیز بسیار خطرناک و هشدار دهنده است. قطعه درختان جنگلی ، پاکسازی بیشه را رها و گسترش کشتزارها و توسعه روز افزون شهرها را نیز باید از جمله عوامل دانش و گریزاندن جانوران از دادگاه خویش به شمار آورد.

ماموت

اوک (Auk)

        آلودگی محیط زیست       

     

مساله آلودگی محیط نیز بسیار جدی و سه طور فزآیندهای ‌خطرناک و هشدار دهنده است. مقدار دی‌اکسید کربن موجود در جو زمین هماهنگ با پیشرفت صنایع به شدت رو به فزونی است و ارائه آن زیانها‌ی جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت. بیشتر افزایش دی‌اکسید کربن در جو ناهید موجب گردیده تا دمای سطحی سیاره مزبور به حدود 540 درجه سانتی گراد بالا رود و ان را به جهنمی سوزان مبدل سازد. پاره‌های ‌فعالیتها‌ی صنعتی نوین موجب می‌گردد که میزان دی‌اکسید کربن کره مسکونی ما نیز فزونی یابد و دگرگونی خطرناکی را در اقلیم زمین باعث گردد. کشور آمریکا بزرگترین کشور آلوده کننده زمین می‌باشد که به تنهایی در حدود 40 در صد از دی‌اکسید کربنی که وارد جو زمین می‌شود را تولید می‌کند .

              جنگ اتمی               

بمب اتمی

تهدید کننده‌ترین خطرات ، احتمال وقوع جنگ جهانی و کاربرد سلاحهای اتمی است. تاثیر جنگ افزارهای اتمی و عدم کنترل صحیح مواد رادیواکتیو نه تنها به نابودی انسان و دیگر موجودات کنونی زمین می‌انجامد بلکه امکان تجدید حیات از سیاره خاکی را نیز برای همیشه از بین خواهد برد.

شهر ناکازاکی بعد از بمباران

 

                 تاثیر خورشید                 

به جز موارد قبلی که زائیده دست انسان است، رویدادهای دیگری نیز وجود دارد که از توان کنترل آدمی به دور است. حیات زمین کاملا به خورشید وابسته است و هر گونه تغییری درباره آن ولو خیلی ناچیز هم که باشد به ضایعات مرگباری مبدل می‌گردد و اثرات ، مطلوبی به جای می‌گذارد.

 آب و هوای زمین طی عصر یخبندان کوچک یعنی حدود قرن هفدهم میلادی بطور کاملا محسوس سردتر از امروزه بوده است. بین سالهای 1850 تا 1940 دوره نسبتا گرمی جایگزین آن گردید، اما این که دوره سرد احتمالا یخبندان بعدی کی آغاز خواهد شد، معلوم نیست و هیچگونه شواهدی دال بر این که شرایط معتدل کنونی تا چه زمان به درازا خواهد کشید در دست نداریم.
گذشته‌ها‌ نشان داده که دورهها‌ی میان دو یخبندان گاه به بیش از ده هزار سال به درازا کشیده است ولی در هر صورت مسلم این است که دوره یخبندان دیگری در پیش خواهیم داشت. بدون تردید انسان با اتکا به نیروی تفکر و اندیشه که از ویژگیهای او به شمار می‌آید از این مهلکه جان سالم به در خواهد برد، ولی در عین حال باید گفت که این مبارزه به قیمت کاهش جمعیت جهان تمام خواهد شد.

             برخورد سنگهای آسمانی            

خطر ناشی از برخورد سنگهای آسمانی با زمین را نیز نباید از قطر دور داشت گرچه تصادف سنگهای آسمانی به نابودی زمین نخواهد انجامید ، اما دگرگونیهایی را در شرایط اقلیمی زمین موجب خواهد شد، سرنوشت دایناسورها می‌تواند گواهی بر این ادعا باشد.

گفته می‌شود که دایناسورها در اثر برخورد سنگ آسمانی بسیار عظیمی منقرض شده‌اند. سنگهای آسمانی که به زمین برخورد می‌کنند در بدو پیدایش زمین بسیار زیاد بوده است و رفته رفته از تعداد آنها و نیز اندازه آنها کاسته شده است. همچنین این سنگها وقتی به جو زمین برخورد می‌کنند در اثر اصطکاک سوخته می‌شوند و اندازه آنها بسیار کوچک می‌شود و حتی ممکن است به صورت گرد و غبار در آیند و به زمین نرسند.

         واژگونی قطبها‌ی مغناطیسی زمین        

واژگونی قطبها‌ی مغناطیسی زمین نیز ضایعه ساز خطرناکی به شمار می‌آید. این دگرگونی در زمانی آغاز خواهد شد که اثرات فعلی میدان مغناطیسی زمین متوقف شود در خاصیت مگنتوسفر (Magnetosphere) که نقش سیر محافظ زمین را به عهده دارد زایل شود و راه را بر روی پرتوهای کیهانی بگشاید و صحنه حیات بخش زمین را میدان تاخت و تاز اشعه مرگبار کیهانی قرار دهد.

 دانشمندان اثبات کرده‌اند که هسته داخلی زمین که جامد است در حال بزرگ شدن است یعنی به اندازه آن افزوده می‌شود و از اندازه هسته خارجی مایع کاسته می‌شود. در اثر بزرگ شدن هسته جامد زمانی می‌رسد که دیگر هسته مایعی وجود نخواهد داشت و در این هنگام مغناطیس زمین بکلی از بین خواهد رفت. زیرا همانگونه که می‌دانیم هسته خارجی و داخلی به عنوان یک دینام عمل می‌کنند و باعث ایجاد میدان مغناطیسی زمین می‌شوند.

          وقتی که خورشید بمیرد ...         

در قانون طبیعت عمر ابدی مفهومی ندارد و طبیعتا برای خورشید هم استثنا قائل نخواهد شد. هیدروژن کره گرم و حیاتبخش خورشید نیز سرانجام روزی به پایان خواهد رسید و دگرگونیهایی در ساختار آن پدید خواهد آمد. توده مرکزی آن جمع و گداخته می‌گردد و توده‌ها‌ی سطحی باد کرده و متورم و سرد می‌شود و خورشید ما را به ستاره سرخ عظیمی مبدل می‌سازد.
 


این فعل انفعالات بازده حرارتی خورشید را برای مدتی لااقل صد بار بیشتر از بازده حرارتی امروزی بالا خواهد برد و حتی اگر کره زمین جان سالم به در برد، خصیصه حیاتی آن برای ابد از میان خواهد رفت. طی این تحولات اقیانوسها‌ به جوش آمده و آب آنها تبخیر خواهد شد. جو آن که نسبت به وضع فعلی به شدت دگرگون گردیده است پراکنده می‌گردد و دنیای پرتلاش و امیدوار کننده انسان را به دیار خاموشان مبدل می‌سازد.

          پایان عمر زمین چه زمانی است؟         

خوشبختی در آن است که این رویدادها حداقل زودتر از 4000 میلیون سال دیگر و شاید هم بیشتر به وقوع نخواهد پیوست. گفتن این که حیات ذی شعور انسانی تا ادوار بعدی همچنان باقی خواهد ماند، جرات می‌خواهد. نیروی تفکر و اندیشه انسانی که تاکنون از ویژگیها‌ی آدمی محسوب می‌گردد، شاید مسائل بسیاری را پاسخگو باشد اما این که آیا جوابگوی رویدادهای غیر قابل پیش بینی نیز خواهد بود یا نه ، خود مساله‌ای ‌است. ولی در هر حال انسان بایستی به اتکا نیروی خود از هیچ تلاشی برای ادامه حیات و بقای خویش فرو گذار نباشد و از تباه سازی محیط زیست خود سخت بپرهیزد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 10:34  توسط محمد  | 

داستان ملا نصرالدین


● داستان خویشاوند الاغ

روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد,
شخصی که از آنجا عبور می کرد اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟
ملا گفت: ببخشید نمی دانستم که از خویشاوندان شماست اگر می دانستم به او اسائه ادب نمی کردم؟!


● داستان دم خروس

یک روز شخصی خروس ملا را دزدید و در کیسه اش گذاشت,
ملا که دزد را دیده بود او را تعقیب نمود و به او گفت:خروسم را بده! دزد گفت: من خروس ترا ندیده ام,
ملا دفعتا دم خروس را دید که از کیسه بیرون زده بود به همین جهت به دزد گفت درست است که تو راست می گویی ولی این دم خروس که از کیسه بیرون آمده است چیز دیگری می گوید.


● داستان خروس شدن ملا

یک روز ملا به گرمابه رفته بود تعدادی جوان که در آنجا بودند تصمیم گرفتند سر بسر او بگذارند به همین جهت هر کدام تخم مرغی با اورده بودند و رو به ملا کردند و گفتند: ما هر کدام قدقد می کنیم و یک تخم می گذاریم اگر کسی نتوانست باید مخارج حمام دیگران را بپردازد!
ملا ناگهان شروع کرد به قوقولی قوقو! جوانان با تعجب از او پرسیدند ملا این چه صدایی است بنا بود مرغ شوی!
ملا گفت : این همه مرغ یک خروس هم لازم دارند!


● داستان الاغ دم بریده

یک روز ملا الاغش را به بازار برد تا بفروشد, اما سر راه الاغ داخل لجن رفت و دمش کثیف شد, ملابا خودش گفت: این الاغ را با آن دم کثیف نخواهند خرید به همین جهت دم را برید.
اتفاقا در بازار برای الاغش مشتری پیدا شد اما تا دید الاغ دم ندارد از معامله پشیمان شد.
اما ملا بلافاصله گفت : ناراحت نشوید دم الاغ در خورجین است!؟


● داستان مرکز زمین

یک روز شخصی که می خواست سر بسر ملا بگذارد او را مخاطب قرار داد و از او پرسید: جناب ملا مرکز زمین کجاست؟
ملا گفت : درست همین جا که ایستاده ای؟
اتفاقا از نظر علمی هم به علت اینکه زمین کروی شکل است پاسخ وی درست می باشد.


● داستان پرواز در اسمانها

مردی که خیال می کرد دانشمند است و در نجوم تبحری دارد یک روز رو به ملا کرد و گفت:
خجالت نمی کشی خود را مسخره مردم نموده ای و همه تو را دست می اندازند در صورتیکه من دانشمند هستم و هر شب در آفاق و انفس سیر می کنم.
ملا گفت : ایا در این سفرها چیز نرمی به صورتت نخورده است؟
دانشمند گفت :اتقاقا چرا؟
ملا با تمسخر پاسخ داد: درست است همان چیز نرم دم الاغ من بوده است!


● داستان درخت گردو

روزی ملا زیر درخت گردو خوابیده بود که ناگهان گردویی به شدت به سرش اصابت کرد و سرش باد کرد. بعد از آن شروع کرد به شکر کردن
مردی از انجا می گذشت وقتی ماجرا را شنید گفت:اینکه دیگر شکر کردن ندارد.
ملا گفت: احمق جان نمی دانی اگر به جای درخت گردو زیر درخت خربزه خوابیده بودم نمیدانم عاقبتم چه بود؟!


● داستان قیمت حاکم

روزی ملا به حمام رفته بود اتفاقا حاکم شهر هم برای استحمام آمد حاکم برای اینکه با ملا شوخی کرده باشد رو به او کرد و گفت : ملا قیمت من چقدر است؟
ملا گفت : بیست تومان.
حاکم ناراحت شد و گفت : مردک نادان اینکه تنها قیمت لنگی حمام من است.
ملا هم گفت: منظورم همین بود و الا خودت ارزش نداری!


● داستان قبر دراز

روزی ملا از گورستان عبور می کرد قبر درازی را دید از شخصی پرسید اینجا چه کسی دفن است!
شخص پاسخ داد : این قبر علمدار امیر لشکر است!
ملا با تعجب گفت: مگر او را با علمش دفن کرده اند؟!


● داستان خانه عزاداران

روزی ملا در خانه ای رفت و از صاحبخانه قدری نان خواست دخترکی در خانه بود و گفت : نداریم!
ملا گفت: لیوانی آب بده!
دخترک پاسخ داد: نداریم!
ملا پرسید: مادرت کجاست:
دخترک پاسخ داد : عزاداری رفته است!
ملا گفت: خانه شما با این حال و روزی که دارد باید همه قوم و خویشان به تعزیت به اینجا بیایند نه اینکه شما جایی به عزاداری بروید!


● داستان بچه ملا

روی ملا خواست بچه اش را ساکت کند به همین جهت او را بغل کرد و برایش لالایی گفت و ادا در می آورد, که ناگهان بچه روی او ادرار کرد!
ملا هم ناراحت شد و بچه را خیس کرد.
زنش گفت: ملا این چه کاری بود که کردی؟
ملا گفت: باید برود و خدا را شکر کند اگر بچه من نبود و غریبه بود او را داخل حوض می انداختم!


● داستان ملا در جنگ

روزی ملا به جنگ رفته بود و با خود سپر بزرگی برده بود. ولی ناگهان یکی از دشمنان سنگی بر سر او زد و سرش را شکست.
ملا سپر بزرگش را نشان داد و گفت: ای نادان سپر به این بزرگی را نمی بینی و سنگ بر سر من می زنی؟


● داستان نردبان فروشی ملا

روزی ملا در باغی بر روی نردبانی رفته بود و داشت میوه می خورد صاحب باغ او را دید و با عصبانیت پرسید: ای مرد بالای نردبان چکار می کنی؟ملا گفت نردبان می فروشم!
باغبان گفت : در باغ من نردبان می فروشی؟
ملا گفت: نردبان مال خودم هست هر جا که دلم بخواهد آنرا می فروشم.


● داستان لباس نو

روزی ملا ملا به مجلس میهمانی رفته بود اما لباسش مناسب نبود به همین جهت هیچکس به او احترام نگذاشت و به تعارف نکرد!
ملا ه خانه رفت و لباسهای نواش را پوشید و به میهمانی برگشت اینبار همه او را احترام گذاشتند و با عزت و احترام او را بالای مجلس نشاندند!ملا هنگام صرف غذا در حالیکه به لباسهای نواش تعارف می کرد گفت: بفرمایید این غذاها مال شماست اگر شما نبودید اینها مرا داخل آدم حساب نمی کردند.


● داستان ملا و گوسفند

روزی ملا از بازار یک گوسفند خرید در راه دزدی طناب گوسفند را از گردن آن باز کرد و گوسفند را به دوستش داد و طناب را به گردن خود بست و چهار دست و پا به دنبال ملا را افتاد.
ملا به خانه رسید ناگهان دید که گوسفندش تبدیل به جوانی شده است
دزد رو به ملا کرد و گفت من مادرم را اذیت کرده بودم او هم مرا نفرین کرد من گوسفند شدم ولی چون صاحبم مرد خوبی بود دوباره به حالت اول بازگشتم.
ملا دلش به حال او سوخت و گفت: اشکالی ندارد برو ولی یادت باشد که دیگر مادرت را اذیت نکنی!
روز بعد که ملا برای خرید به بازار فته بود گوسفندش را آنجا دید. گوش او را گرفت و گفت ای پسر احمق چرا مادرت را ناراحت کردی تا دوباره نفرینت کند و گوسفند شوی!؟


● داستان خانه ملا

روزی جنازه ای را می بردند پسر ملا از پدرش پرسید : پدرجان این جنازه را کجا می برند؟!
ملا گفت او را به جایی می برند که نه اب هست نه نان هست نه پوشیدنی هست و نه چیز دیگری
پسر ملا گفت : فهمیدم او را به خانه ما می برند!


● داستان داماد شدن ملا

روزی از ملا پرسیدند : شما چند سالگی داماد شدید؟
ملا گفت به خدا یادم نیست چونکه آن زمان هنوز به سن عقل نرسیده بودم!


● داستان گم شدن ملا

روزی ملا خرش را گم کرده بود ملا راه می رفت و شکر می کرد. دوستش پرسید حالا خرت را گم کرده ای دیگر چرا خدا را شکر می کنی؟
ملا گفت به خاطر اینکه خودم بر روی آن ننشسته بودم و الا خودم هم با آن گم شده بودم!؟


● داستان دوست ملا

روزی ملا با دوستش خورش بادمجان می خورد ملا از او پرسید خورش بادمجان چه جور غذایی است؟
دوست ملا گفت : غذای خیلی خوبی است و راجع به منافع ان سخن گفت.
بعد از اینکه غذایشان را خوردند و سیر شدند بادمجان دلشان را زد به همین جهت ملا شروع کرد به بدگویی از بادمجان و از دوستش پرسید: خورش بادمجان چگونه غذایی است!؟
دوست ملا گفت: من دوست توام نه دوست بادمجان به همین جهت هر آنچه را که تو دوست داری برایت می گویم!


● داستان ماه بهتر است

روزی شخصی از ملا پرسید: ماه بهتر است یا خورشید!؟
ملا گفت ای نادان این چه سوالی است که از من می پرسی؟ خوب معلوم است, خورشید روزها بیرون می آید که هوا روشن است و نیازی به وجودش نیست!
ولی ماه شبهای تاریک را روشن می کند, به همین جهت نفعش خیلی بیشتر از ضررش است!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 10:30  توسط محمد  | 

انبساط جهان

انبساط جهان

 نگاه اجمالی

جهان بزرگترین معمای اخترشناسی است. آیا جهان آغاز و پایانی دارد؟ اگر چنین است کی و چگونه؟ انسان همواره در برابر جهان و تخمین اندازه و سن آن ناتوان بوده است. اخترشناسی نوین ، بر مبنای یافته‌ها و تئوریهای جدید در پی حل این معما است. برای یافتن پاسخ سوالهایی که به کل جهان مربوط می‌شود، باید به دور دستها نظر افکند. باید جهان را چنان تجسم کرد که کهکشانها و خوشه‌ کهکشانها ، اجرام بسیار کوچکی به نظر رسند. آنگاه همانند ماکتی که از یک کارخانه یا شهر بزرگ می‌سازند، ماکت جهان را می‌توان ساخت.
 

 تاریخچه

هنگامی که از اوایل قرن بیستم تلسکوپهای پرتوان به مشاهده آسمانها پرداختند، یافته‌های جدید ، انسان را در تجسم جهان تواناتر ساخت. ادوین هابل کشف کرد که همه کهکشانها در حال گریز از همدیگر هستند و جهان منبسط می‌شود. از انبساط جهان شاید بتوان به گذشته آن نیز پی برد.

 انفجار بزرگ

میلیاردها سال پیش همه کهکشانها به هم نزدیکتر بوده‌اند. زمانی همه آنها با هم تماس داشته و پیش از آن دیگر کهکشان جداگانه‌ای وجود نداشته است. اگر باز هم به عقب برگردیم، جهان به صورت توده‌ای از گاز با چگالی و دمای بسیار بسیار زیاد بوده است. این گوی آتشین منفجر شده و جهان کنونی ما را پدید آورده است. اخترشناسان این نقطه آغاز را انفجار بزرگ می‌نامند.

 تاریخ انفجار بزرگ

اساسا تعیین تاریخ انفجار بزرگ ساده است. این کار را می‌توان با ردیابی حرکت کهکشانهای زمانهای قبل انجام داد. برای مثال خوشه کهکشانهای صورت فلکی گیسو را در نظر می‌گیریم که 350 میلیون سال نوری با ما فاصله دارد. مطالعه طیف آن نشان می‌دهد که این خوشه با سرعت 7000 کیلومتر در ثانیه از کهکشان ما دور می‌شود

 به عبارت دیگر فاصله آن در هر 43 سال ، یک سال نوری افزایش می‌یابد.

 محاسبه کهکشانهای گیسو  

پانزده هزار میلیون سال پیش ، خوشه کهکشانهای گیسو درست در بالای سر ما قرار داشته است. با انجام چنین محاسبه‌ای برای تمام خوشه‌های دیگر نیز به این عدد می‌رسیم. خوشه‌هایی که در فاصله بیشتری قرار دارند، با سرعت بیشتری می‌گریزند. پس اگر خوشه گیسو در فاصله 350 میلیون سال نوری با سرعت 7000 کیلومتر در ثانیه دور می‌شود، می‌توان گفت که به ازای هر یک میلیون سال نوری ، سرعت گریز 20 کیلومتر در ثانیه افزایش می‌یابد. مثلا خوشه‌ای که 100 میلیون سال نوری با ما فاصله دارد، با سرعت 2000 کیلومتر در ثانیه دور می‌شود. البته این رابطه در فاصله‌های دور دست اندکی تغییر می‌کند. زیرا سرعت هیچ جسمی نمی‌تواند بیشتر از سرعت نور باشد

 ثابت هابل

افزایش سرعت 20 کیلومتر در ثانیه به ازای هر یک میلیون سال نوری فاصله ، ثابت هابل نامیده می‌شود. اکنون تعیین دقیق ثابت هابل یکی از مهمترین وظیفه کیهان شناسان است. دانشمندان تلسکوپ بزرگی را طراحی کرده‌اند، که قرار است در سالهای آینده به فضا فرستاده شود.<br>
این تلسکوپ ، تلسکوپ هابل نامیده شده است که به مطالعه خوشه‌های کهکشانها خواهد پرداخت و طیف آنها را با دقت ثبت خواهد نمود. اخترشناسان امیدوارند که یافته‌های این تلسکوپ مقدار دقیق ثابت هابل را تعیین کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 10:24  توسط محمد  | 

شاهین شهر

شاهین شهر که من در آن سکونت دارم دارای بالاترین سطح سواد در کشور با درصد باسوادی بالای نود درصد میباشد دارای شرکت بزرگ هواپیماسازی ،پژوهشکده دریایی (زیر سطحی ) و دانشگاه مالک اشتر وابسته به وزارت دفاع میباشد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 1:22  توسط محمد  | 

عجایب

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 1:11  توسط محمد  | 

در مورد من 1

من در رشته کنگفو دارای کمربند قهوه ای بوده و تاکنون دوبار موفق به کسب مقام قهرمانی استان اصفهان  را نموده ام و سه بار مقام قهرمانی شهرستان شاهین شهر را در این رشته کسب نموده ام . در زمینه نقاشی و طراحی تاکنون دو بار موفق به کسب مقام اول و دومی شهرستان شده ام . به شطرنج علاقه داشته و در زمینه بازیهای کامپیوتری نیز مهارت زیادی کسب نموده ام.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 0:42  توسط محمد  | 

زندگی نامه حضرت زهرا (س)

 

زندگينامه حضرت فاطمه زهرا



زندگينامه چهارده معصوم عليهم السلام ص‏37

 

آية الله مظاهرى

اسم آن خانم، فاطمه است و براى آن بزرگوار هشت لقب ذكر كرده‏اند: صديقه، راضيه، مرضيه، زهرا، بتول، عذرا، مباركه و طاهره (1) . از بعضى روايات استفاده مى‏شود كه زكيه و محدثه از القاب آن خانم است و كنيه او ام ابيها است. (2)

عمر آن بزرگوار تقريبا هجده سال است. در روز جمعه بيستم جمادى الثانى سال دوم بعثت‏به دنيا آمد (3) و سال يازدهم از هجرت، سوم جمادى الثانى (4) به دست گردانندگان سقيفه بنى ساعده شهيد شد.

شخصيت‏حضرت زهرا را با اين بحث كوتاه نمى‏توان معرفى كرد و آنچه در اينجا آورده مى‏شود، قطره‏اى از درياى فضيلت آن صديقه شهيده است.

شخصيت اسلامى از دو راه يافت مى‏شود: از راه نسب و از راه حسب و فضايل نفسانى. شخصيت نسبى كه اسلام آن را پذيرفته است، تحت تاثير عوامل مختلفى است: قانون وراثت، تغذيه از راه مشروع، تاثير محيط، تاثير همسر و رفيق، اولاد صالح و غيره در تشكيل چنين شخصيتى نقش دارند. زهرا سلام الله عليها از نظر قانون وراثت، پدرى چون رسول گرامى دارد كه به گفته سعدى همه مراتب انسانيت را به كمالاتش پيموده است. همه تاريكى‏ها به جمالش روشن شده است و همه صفات او در انتهاى خوبى است:

بلغ العلى بكماله كشف الدجى بجماله حسنت جميع خصاله صلوا عليه و آله

مادرى چون خديجه دارد كه بايد گفت اسلام مرهون زحمات آن بزرگوار است. مادرى كه سه سال، مسلمانان محصور در شعب ابى طالب را اداره كرد و همه اموال خود را در اين راه خرج كرد. مادرى كه چندين سال در مكه با آن مصيبتهاى كمر شكن ساخت، و دوش بدوش رسول اكرم، اسلام را يارى فرمود و در اين راه سنگها به بدن مباركش فرود آمد، بى حرمتيها به او وارد شد، شماتتها در اين راه ديد و هرچه اين اتفاقات بيشتر مى‏شد، صبر و استقامت او زيادتر مى‏گشت.

و اما از نظر قانون تاثير غذا: مورخين نوشته‏اند كه وقتى اراده حق تعالى به خلقت زهرا سلام الله عليها تعلق گرفت، پيامبر گرامى مامور شد كه چهل شبانه روز در كوه حرا به رياضت دينى پردازد. (5)

حضرت خديجه در خانه خود، از مردم گوشه گرفته و به عبادت مشغول بود و پيامبر گرامى در كوه حرا، پس از آن مدت فرمان آمد كه پيامبر به خانه بازگردد. از عالم ملكوت براى آنان غذا آوردند. سپس نور زهرا به حضرت خديجه منتقل شد.

از نظر تاثير محيط، زهرا علاوه بر آنكه در دامن مادرى فداكار، با گذشت و با استقامت، و در دامن پدرى چون پيامبر گرامى پرورش يافت، محيط زندگى او محيط پر تلاطمى بود. مكه با آن مصيبتها و حوادث ناگوار، محيط پرورش او بود. در شعب ابى طالب با آن حوادثى زندگى كرد كه اميرالمومنين در نهج البلاغه آنجا را براى معاويه چنين توصيف مى‏كند: «شما ما را سه سال در ميان آفتاب زندانى كرديد، به طورى كه بچه‏هاى ما از گرسنگى و تشنگى مردند، بزرگان ما پوست گذاردند، صداى آه و ناله زنها و بچه‏ها بلند بود...» روشن است‏بچه‏اى كه در اين چنين محيطى پرورش يابد; مخصوصا اگر مربى‏اى چون پيامبر گرامى داشته باشد، استقامت او، صبر او و سعه صدر او زياد خواهد بود:

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست عاشقى شيوه رندان بلاكش باشد

زهرا سلام الله عليها از نظر همسر و مصاحب، و از نظر اولاد صالح نيز، فوق العاده است. شوهرى چون اميرالمومنين دارد كه بيش از سيصد آيه از قرآن شريف درباره او نازل شده. (6)

شوهرى كه از نظر تاريخ، قطعى است كه اسلام مرهون او است. شوهرى كه به اقرار خود اهل تسنن، عمر بيش از هفتاد مرتبه در مواقع مختلفه گفته: لولا على لهلك عمر. (7)

فرزندانى چون حسن، حسين، زينب و كلثوم دارد كه اگر نبودند، قطعا اسلام نبود و به گفته امام حسين و على الاسلام السلام (8) زهرا از نظر فرزند، ام الائمه است، سر مستودع است، مادر عصاره عالم خلقت، حضرت بقية الله عجل الله تعالى فرجه الشريف است.

و اما از نظر فضايل انسانيت، چه مى‏توان گفت در حق كسى كه پيامبر گرامى (ص) كرارا درباره‏اش فرموده است: ان الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نساء العالمين. (9)

همانا خداوند تو را برگزيده و پاكيزه و معصوم گردانيده و تو را بر همه زنها رجحان داده است.

اگر براى فضيلت زهرا چيزى جز سوره كوثر نبود، زهرا را بس بود كه بگويد نزد خداوند افضل و برتر از عالميانم.

انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هو الابتر. (10)

همانا كوثر را بر تو ارزانى داشتيم، پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن، به درستى كه بدخواه تو دنباله بريده است.

زهرا از نظر ايمان، راضيه و مرضيه است:

«يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتي‏». (11)

«اى نفس مطمئنه! - كه به مقام شهود رسيده‏اى - بيا به سوى پروردگارت خشنود شده، و داخل در زمره بندگان من شو و داخل شو در بهشت من.» ما بايد بدانيم كه القاب چهارده معصوم، كنيه‏هاى آنان و اسماء آنان بى سبب نيست. همه آنها سر دارد. معنى ندارد زهرا، صديقه; زكيه; طاهره; محدثه و ... نباشد و به اين‏گونه لقبها متصف شود. اگر جبرئيل نيايد و با او محادثه نكند و به او محدثه بگويند، دروغ است: تعالى الله عما يقول غير العارفين فى حقهم، و معنى ندارد كسى محدثه باشد و ايمانش به مرتبه شهود نرسيده باشد.

زهرا از نظر علم داراى مصحف است.

از نظر روايات، كتابهايى نزد ائمه طاهرين است كه از جمله آن كتابها مصحف فاطمه سلام الله عليها است.

اين كتاب را ائمه به آن افتخار مى‏كرده‏اند و مى‏گفتند: علم ما كان و يكون و ما هو كائن در آن است; و به خط اميرالمؤمنين و املاى حضرت زهرا سلام الله عليهما مى‏باشد. (12)

زهرا از نظر زهد

شبى كه زهرا به خانه اميرالمومنين مى‏رفت، اميرالمومنين فرش خانه‏اش را از شن تهيه كرد و رسول اكرم جهازيه‏اى براى زهرا سلام الله عليها تهيه فرمود كه همه آن جهازيه شصت و سه درهم مى‏شد.

جهازيه عبارت بود از:

1- عبا 2- مقنعه 3- پيراهن 4- حصير 5- پرده 6- لحاف 7- دستك 8- بالش 9- آفتابه 10- آب خورى 11- كوزه 12- كاسه 13- آسياى دستى 14- مشك آب 15- حوله 16- پوست گوسفند.

پيامبر گرامى چون جهازيه را ديد از چشمهاى مباركش اشك جارى شد و فرمود: «خدايا اين جهازيه را كه غالب آن از گل است مبارك كن!» (13) زهرا به خانه شوهر مى‏رود و در وسط راه پيراهنى را كه از جمله جهازيه او است، به فقير مى‏دهد و با همان پيراهن كهنه‏اى كه داشت‏به خانه اميرالمؤمنين رهسپار مى‏شود. (14)

شب عروسى پايان گرفت و صبح، پيامبر گرامى به ديدن زهرا آمد و هديه آورد. هديه پيامبر گرامى اين بود: على فاطمة خدمت ما دون الباب و على على خدمت ما خلفه.

كارهاى داخل خانه براى فاطمه است و كارهاى خارج از خانه براى على.

زهرا از اين هديه، ازاين تقسيم كار به قدرى خشنود شد كه فرمود:

ما يعلم الا الله ما داخلنى من السرور (15)

جز خداوند كسى نمى‏داند كه از اين تقسيم كار چقدر خشنودم.

عبادت زهرا

در روايات آمده است كه زهرا به قدرى روى پا ايستاد و عبادت كرد كه پاهاى او متورم شد (16) امام حسن عليه السلام مى‏گويد، مادرم از اول شب تا صبح عبادت مى‏كرد و هرگاه از نماز فارغ مى‏شد، به ديگران دعا مى‏كرد. از او پرسيدم كه چرا به ما دعا نكرديد؟ فرمود: عزيز من اول ديگران، سپس ما - الجار ثم الدار. - (17)

تسبيح حضرت زهرا سلام الله عليها بسيار با فضيلت است. امام صادق عليه السلام فرموده:

«تسبيح جده‏ام زهرا سلام الله عليها نزد من از هزار ركعت نماز بهتر است‏» . (18)

مى‏گويند: زهرا براى كمك، خادمه‏اى لازم داشت و گرفتن خادم و خادمه در آن زمان رايج و بلكه لازم بود. چون زهرا سلام الله عليها بر رسول الله وارد شد قبل از آنكه در اين مورد چيزى بگويد، پيامبر فرمود: زهرا جان مى‏خواهى چيزى به تو ياد دهم كه بهتر از دنيا و آنچه در آن است‏باشد؟ و تسبيح مشهور را به او ياد داد.

زهرا سلام الله عليها با خوشحالى تمام به خانه بازگشت و به اميرالمومنين عرض كرد با دعايى كه از پدرم صلوات الله عليه گرفته‏ام، خير دنيا نصيب من شده است.

سخاوت و ايثار زهرا

مفسرين شيعه و سنى اتفاق دارند كه روزى زهرا سلام الله عليها با اطرافيانش روزه بودند. در هنگام افطار فقيرى رسيد و از آنها چيزى خواست. زهرا، شوهرش، بچه‏هايش و خادمه‏اش افطار خود را به آن گدا دادند. زهرا براى افطار روز بعد نانى تهيه كرد. يتيمى آمد، زهرا نان را به يتيم داد در مرتبه سوم نانى تهيه نمود اسيرى آمد و افطار خود را به او داد و بالاخره هر سه شب را بدون افطار صبح كرد و آيه شريفه نازل شد «و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا. انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءا و لا شكورا!» (19) «و اطعام كردند طعامى را كه دوست داشتند به مسكين و يتيم و اسير جز اين نيست كه اين كار را فقط براى خدا مى‏كنيم و از شما جز او سپاسى نمى‏خواهيم‏» . (20)

در خاتمه به تفسير كنيه و اسم ايشان مى‏پردازيم.

براى القاب زهرا، تفسيرها، تاويلها و گفتگوها چندان است كه در اين نوشته مجال بازگو كردن همه آن نيست فقط به طور فشرده به تفسير كنيه و اسم ايشان مى‏پردازيم.

زهرا را ام ابيها گفته‏اند و اين كنيه را كه افتخارى بر آن حضرت است، پيامبر گرامى به ايشان داده است. (21)

ام ابيها به معناى «مادر پدرش‏» ; يعنى زهرا مادر پدر خويش است. اين كنيه معانى مختلفى دارد اما بهترين معنى همان است كه پيامبر (ص) به اين كنيه داد يعنى: «زهرا علت غايى جهان هستى است.» و اگر كسى ادعا كند كه واسطه فيض عالم هستى نيز هست، ادعاى او بدون دليل به گزاف نيست.

واما فاطمه، فاطمه را فاطمه گفته‏اند و اين تسميه اسرارى دارد و همه آن اسرار از روايات بهره‏مند است:

1- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت من الشر (22)

فاطمه، فاطمه ناميده شده است; چرا كه از شر بريده و جدا است.

اين جمله اشاره به عصمت زهرا سلام الله عليها است; زيرا مسلما معصومه است و آيه «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» (23) درباره او است. (24)

2- سميت فاطمة لانها فطمت عن الطمث. (25)

فاطمه را فاطمه گويد زيرا بريده است از خونى كه زنها مى‏بينند. اين تفسير اشاره به طهارت ظاهرى زهرا سلام الله عليها است; زيرا از نظر روايات، چنانچه زهرا مطهره بود از نظر معنى، طاهره بود از خون حيض، نفاس و استحاضه.

3- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت عن الخلق فاطمه را فاطمه گفتند، براى اينكه بريده شده بود از خلق.

اين تفسير اشاره به مقام فنا و لقاى زهراى مرضيه است. كسى كه در دل او هيچ كس جز خدا نبود دل او فقط مشغول به خدا است.

4- سميت فاطمة فاطمة لان الخلق فطموا عن كنه معرفتها.

فاطمه، فاطمه نام گرفت; زيرا مردم از معرفت او بريده شده‏اند و قدرت بر شناخت‏حقيقت او ندارند و اين تفسير اشاره به همان مقامى دارد كه به واسطه آن مقام ام ابيها ناميده شده است.

5- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت هى و شيعتها عن النار. (26)

فاطمه را فاطمه گفتند; چون شيعيان خود را از آتش مى‏رهاند و نجات مى‏دهد. اين تفسير اشاره به شفاعت اوست.

6- سميت فاطمة فاطمة لان اعدائها فطموا عن حبها

فاطمه را فاطمه گفتند، چون دشمنان او بريده مى‏شوند ازمحبت او، و روشن است كه كسى كه محبت اهل بيت را ندارد به رو در آتش انداخته مى‏شود.

در حق فاطمه چه توان گفت كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و اله و سلم چون بر زهرا سلام الله عليها وارد مى‏شد يا زهرا سلام الله عليها بر او وارد مى‏شد، چهره زهرا سلام الله عليها و دست زهرا سلام الله عليها را مى‏بوسيد و او را استقبال مى‏كرد و به جاى خود مى‏نشانيد. (27)

و مى‏فرمود: من بوى بهشت را از سينه زهرا استشمام مى‏كنم، ولى همين زهرا سلام الله عليها به قدرى براى ديگران متواضع است كه وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام از او اجاره مى‏خواهد كه كسانى بر خانه زهرا سلام الله عليها وارد شوند، زهرا با آنكه ازاين ملاقات سخت‏بيزار است; (28) اما چون على عليه السلام مى‏خواهد آن بانوى متواضع درمقابل شوهر مى‏گويد: خانه، خانه تو و من هم كنيز تو هستم. (29)

زنى مى‏آيد و از زهرا سلام الله عليها مساله‏اى سوال مى‏كند اما چون بيمارى فراموشى دارد، ده بار برمى‏گردد و مساله را سوال مى‏كند در بار دهم از زهرا سلام الله عليها عذر خواهى مى‏كند و زهرا در جواب مى‏فرمايد: «در هر بار، پروردگار عالم به من پاداشهاى زيادى عنايت مى‏كند پس تكرار سوال تو عذر ندارد» . (30)

زهرا سلام الله عليها وقتى پدر بزرگوارش فضه خادمه را به او داد به دستور پدر كارهاى خانه را قسمت كرد: يك روز زهرا سلام الله عليها كارها را انجام مى‏داد و روز ديگر نوبت فضه بود. (31)

نبايد فراموش شود و بانوان بايد بدانند كه زهرا سلام الله عليها و همه اهل بيت عليهم السلام سرمشق زندگى ما هستند، همه بايد از پيامبر گرامى و خاندان او سرمشق بگيرند.

قرآن چنين دستور مى‏دهد:

لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله و اليوم الاخر... (32)

به تحقيق كه رسول خدا سرمشق است‏براى كسانى كه اميد به خدا و روز جزا دارند.

ما اگر سعادت دو جهان را بخواهيم بايد پيرو رسول اكرم و اهل بيت گرامى او باشيم. بانوان اسلامى وقتى به سعادت مى‏رسند كه در عفت، ايثار، فداكارى، مردم دارى، شوهر دارى، خانه دارى وتربيت اولاد، پيرو زهرا سلام الله عليها باشند.

صاحب وسايل الشيعه در جلد دوم وسايل قضيه‏اى از زهرا سلام الله عليها نقل مى‏كند كه همه مخصوصا بانوان اسلامى بايد به آن توجه داشته باشند.

مضمون همه روايات چنين است: «فضه خادمه در روزهاى آخر عمر زهرا، سلام الله عليها او را مهموم و مغموم يافت. علت را پرسيد زهرا گفت: «چون جنازه مرا بلند مى‏كنند حجم بدن من نمايان است و نامحرم حجم بدن مرا مى‏بيند.» فضه مى‏گويد شكل عمارى را براى زهرا رسم كردم و گفتم: در عجم رسم است افراد باشخصيت را در عمارى مى‏گذارند. زهرا شاد شد، تبسم نمود و وصيت كرد كه جنازه او را در عمارى بگذارند.

همه مى‏دانيم كه وصيت مؤكد كرد كه اميرالمؤمنين عليه السلام او را شب غسل دهد و كفن و دفن كند و كسى را هم خبر نكند. (33)

پى‏نوشت‏ها:

1- مناقب ج 3، ص 133 و 133- بحار الانوار ج 43 ص 16

2- مناقب ج 3، ص 133 و 133- بحار الانوار ج 43 ص 16

3- شيخ مفيد (ره) در حدائق الرياض، مصباح كفعمى (ره) 4- دلائل الامة طبرى شيعى از امام صادق عليه السلام نقل كرده است.

5- بحار الانوار ج 6- بيت الاحزان محدث قمى (ره)، ص 5

6- خطيب بغدادى در تاريخ خود ج 6 ص 221 و ابن حجر در صواعق ص 76، شبلنجى در نورالابصار ص 73 از ابن عسكر از ابن عباس: در كتاب خداى تعالى براى هيچ فردى، آنقدر كه در فضيلت على عليه السلام نازل شده، آيه نازل نشده است.

7- سنن بيهقى ج 7 ص 442، رياض النضره ج 2 ص 196

8- مقتل خوارزمى ج 1 ص 184- لهوف ص 20

9- مناقب ابن شهر آشوب ج 3- امالى صدوق سوره كوثر.

10- سوره كوثر.

11- فجر آيات 27 تا 30.

12- اصول كافى ج 1 بصائر الدرجات.

13- امالى شيخ طوسى / 5 ج 1، ص 39

14- صفورى شافعى در نزهة المجالس ج 2 ص 226.

15- قرب الاسناد - منتهى الامال ج 1.

16- بحار ج 43 ص 84- منتهى الامال ص 161.

17- كشف الغمه ج 2 س 25 و 26- بحار ج 43 ص 81 و 82.

18- وسائل الشيعه ج 4 باب 9 ص 1024.

19- سوره دهر/ (انسان) آيه 7 و 8.

20- امالى صدوق ص 212- 216- تفسير كشاف تاليف جار الله زمخشرى.

21- مقاتل الطالبين، كشف الغمه

22- مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 230.

23- احزاب/43.

24- سيوطى در المنثور ج 5 ص 198 زمخشرى در كشاف ج 1 س 193 و . . .

25- مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 330.

26- بحار الانوار ج 10.

27- الامامة و السياسة ج 1 ص 14 علل الشرايع صدوق /5.

28- ترمذى و ابن عبد ربه در عقد الفريد ج 2 ص 3 مناقب ابن شهر آشوب ج 3.

29- علل الشرايع.

30- بحار الانوار كتاب العلم.

31- بحار ج 43 ص 28- بيت الاحزان ص 20.

32- احزاب آيه‏21.

33- روضه الواعظين.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 22:1  توسط محمد  | 

شهادت حضرت زهرا ( س )

عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت زهرا به تمامی دوستداران آن حضرت دارم .

 محمد تقی مقصودی به تاریخ 26 اردیبهشت 89

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 21:57  توسط محمد  | 

معرفی کتاب 1

آرزوهای بر باد نرفته !

گرد آوری و تالیف : سعید محمدی ارانی

ناشر : سرونگار

سال  : ۱۳۸۸  

تعدا صفحات :  ۱۰۲

کتابهای زیادی درباره موفقیت و راه های آن نوشته شده است ولی تنها مطالعه کافی نیست.اگر اطلاعاتی که بدست می آورید به مرحله ی عمل نرسند هیچ فایده ای نخواهد داشت .یکی از نقاط ضعف کتاب های موفقیت عدم ارائه راه کار های کار بردی است.در این گونه دکتاب ها بیشتر جنبه های ایجاد انرژی با استفاده از شعار های مثبت اراعه می شود. 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 21:40  توسط محمد  | 

مطالب قدیمی‌تر